info@raghi.ir 071-37390852
جایگاه کلامی نظریه فطرت در اندیشه استاد مطهری

درمیان اندیشمندان دینی، بی تردید متکلم فرزانه معاصر، استاد مطهری برجسته ترین شخصیتی بود که توانست ضمن تبیین جایگاه واقعی علم کلام، از اسلام نظامی جامع و فراگیر ارایه دهد که پاسخگوی همه نیازهای ادمی و دربردارنده سعادت او در هر دو سرا باشد. دغدغه و دلمشغولی استاد، دفاع از دین بود؛ لذا با ژرف اندیشی و وسعت دید به عنوان دیده بانی بزرگ ضمن تشریح اموزه های دین، دفاع از انها را در رویارویی با شبهات و ابهامات بیگانگان در دستور کار خود قرار داد. تبیین حقوق زن، مسیله حجاب، فلسفه اخلاق، جاودانگی دین، نیاز به دین، علم و دین، و… به رغم تنوع، از نظر تعلق به گستره های معرفتی و تمایز روشی در دیدگاه استاد به عنوان کار کلامی قلمداد گردید.
از منظر استاد مطهری همانند حکما تمایز علوم به موضوعات است و حتی ایشان وحدت مسایل علم کلام را وحدت اعتباری می داند و درباره علم کلام به روش و غرض ان بیشتر نظر می کند تا در موضوع ان؛ لذا علم کلام مجموعه مطالبی است که در دفاع از حریم دین و اثبات ان و رد دیدگاه مخالفان بیان می شود. به عبارت دیگر استاد معتقد است وظیفه علم اخلاق، حقوق، فقه و… تنها بیان دیدگاههای اخلاقی، حقوقی و فقهی است، ولی دفاع از انها در برابر شبهات به عهده علم کلام می باشد، به گونه ای که یک متکلم می تواند در مسایل جامعه شناسی، حقوق و… وارد شود و تنها از ان جهت که به دین ارتباط پیدا می کند رفع شبه کند. تالیف کتابهایی همانند نظام حقوق زن در اسلام، مسیله حجاب، خدمات متقابل ایران و اسلام و… در همین راستا معنی پیدا می کند.
از جمله مسایل مهمی که استاد به ان پرداخته است فطرت می باشد. این مقاله می کوشد بعضی از کارکردهای کلامی این نظریه را در اثار به جای مانده از ایشان تبیین کند. در واقع فرضیه تحقیق حاضر بیان نقش کلیدی فطرت در حوزه های گوناگون همانند انسان شناسی و دین شناسی را مطرح می کند و می کوشد اثبات کند که نظریه فطرت بسیاری از معضلات کلامی را حل می کند و معیاری در تشریح رفتارها و اموزه های دینی است. جاودانگی دین اسلام، حل نسبیت گرایی اخلاقی، مبانی انسان شناسی و… در گرو اثبات این نظریه است.

فطرت انسانی، بیان کننده الگوی انسان اسلامی

انچه از نوشته های کی یر کگارد (Kier kegard)، هایدگر (Heidegger) و یاسپرس (Yaspers)، از پیشروان نهضت فکری اگزیستانسیالیسم برمی اید انسان به هنگام تولد استعدادی بیش نیست و نمی توان برای او ماهیتی فرض کرد، انسان ازاد است و هر قید و صفتی که انسان را مقید سازد مخالف ازادی است. امپریستهایی همچون هیوم و جان لاک نیز معتقدند هیچ معلومی در انسان نیست و هر چیز را انسان از خارج دریافت می کند. اینان معتقدند همه چیز اموختنی است.
استاد مطهری ضمن تبیین اندیشه نحله های مکتب اگزیستانسیالیسم می گوید انها به حکم اینکه فطرت را مخالف ازادی می دانند با هر امر سرشتی مخالف هستند و چنین می پندارند که هر نوع امر سرشتی بر ضد ازادی است، پس انسان فاقد هرگونه طبیعت و ماهیت است و در نتیجه فاقد فطرت؛ بنابر این انسان وجود دارد و سرشت و فطرتی ندارد.
از نگاه این مکتب، خود حقیقی انسان این است که هیچ خود نداشته باشد و هر خودی که برای انسان فرض شود برای او، ماهیت و سرشت قایل شده ایم، حال انکه انسان موجودی بی سرشت و بی ماهیت است. استاد مطهری الگوی انسان اسلامی را عصاره همه موجودات و خلیفه خداوند بر روی زمین معرفی می کند. موجودی که دارای خلافت تکوینی است، دارای اختیار، قدرت و ازادی است و هیچ امری ازادی او را مخدوش نمی سازد.

وی معتقد است انسان اسلامی، موجودی است برگزیده از طرف خداوند، نیمه ملکوتی و نیمه مادی، دارای فطرتی خدااشنا، ازاد، مستقل، امانتدار خدا و مسیول خویشتن و جهان، مسلط بر طبیعت و زمین و اسمان، ملهم با خیر و شر، دارای ظرفیت علمی و عملی نامحدود، از شرافت و کرامتی ذاتی برخوردار و در برابر خدای خودش وظیفه دار است. استاد می کوشد ثابت کند انسان عکس العمل محیط یا لوح نانوشته نمی باشد، بلکه چراغی است که در او فروغ الهی به نام فطرت وجود دارد که شخص می تواند در ان روغن شریعت و زیت خدایت بریزد و این شعله را پر نورتر و پر فروغ تر کند. از منظر ایشان این شعله گرمابخش در کاشانه ضمیر انسان، جزء مسلمات معارف اسلامی ما است و چیزی است که اعتقاد به ان الگوی انسان شناسی اسلامی را از مدل انسان شناسی اگزیستانسیالیسم، مارکسیسم و… جدا می کند. از منظر استاد، این الگو بیان کننده ارتباطی اساسی بین خداشناسی، انسان شناسی و دین شناسی است.

کارکردهای کلامی نظریه فطرت از منظر استاد بسیار است که مهم ترین انها پیرامون خداشناسی، انسان شناسی، دین شناسی و اخلاق دور می زند.
۱_ خداشناسی
۲_ انسان شناسی
۳_فطرت و جاودانگی ارزش های اخلاقی
۴_دین شناسی

فطرت در واقع خود یک فلسفه زندگی و فرهنگ جامع، جاوید، پویا و پایای انسانی به شمار می رود که اگر انسان در طریق توحیدی فطرت گام بردارد، یقینا در صراط دیانت و شریعت نیز قرار خواهد گرفت؛ زیرا میان فطرت و دیانت تباینی نمی باشد. بنابراین چون همیشه فطرت است شریعت و دین هم هست.
نکته: از منظر استاد تنها نظریه فطرت می تواند همراهی دین با بشر را در همه عصرها تفسیر کند.

 

منابع و ماخذ

1 _ قران مجید.
2 _ نهج البلاغه.
3 _ مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، تهران، صدرا، 1366ش.
4 _ نقدی بر مارکسیسم، تهران، صدرا، 1363ش.
5 _ ربانی، علی، فطرت و دین، موسسه فرهنگ دانش و اندیشه اسلامی، 1380ش.

نوشتن دیدگاه