info@raghi.ir 071-37390852

ذهن زیبا زندگی زیبا

حرف های دیگران، ترس از ابرو رفتن، مخالفت خانواده ام برای جدایی و این همه دوست داشتن و زمانی که برای رابطه صرف کرده بودم ، با اینکه خیلی سخت بود اما بهترین راه جدایی بود . خیلی ها گفتند که با ازدواج مشکلاتتان حل میشود اما این توصیه ها برای یک زندگی کافی نبود

ذهن زیبا زندگی زیبا، تصمیم عاقلانه یا ادامه نامزدی؟

امروز هم مثل بقیه روزها بود. با تمام خستگی از خواب بیدار شدم به زور خودم را از رختخواب بیرون کشیدم. پرده را کنار زدم غروب زیبایی بود اما حال و هوای من رنگ غم به آن میداد. گل های باغچه هم انگار من از سردی هوا یخ زده بودند و به خواب زمستانی فرو رفته بودند. خیلی وقت بود که دیگر حوصله انجام کاری نداشتم. انگار قبول کرده بودم که این ویژگی دوست داشتن و ازدواج هست که ادم را اینقدر محدود میکند. دلم برای گذشته تنگ شده بود. چشمانم افتاد به مجله روی میز.

برداشتم و صفحه ها را با بی حالی ورق زدم نگاهم افتاد به جمله ای که نوشته بود زنگ خطرهای دوران نامزدی. مشتاق شدم که بخوانم کلمه ها با دلم بازی می کرد، تمام واژه ها برایم آشنا بودند انگار در رابطه خودمان هم احساسش کرده بودم بیشتر به فکر فرو رفتم تند تند به خوندن ادامه دادم قلبم تند تر می زد. حالم دگرگون شد یعنی وضعیت منم اینجوری بود . رسیدم به جمله ای که نوشته بود چشم های غبار گرفته ام فرصت زندگی را از من گرفت . انگار آدمی که ماهها خودش را به خواب زده و نمیخواست بیدار شود بودم با خودم گفتم یعنی چشم های من هم غبار گرفته و بیشتر به فکر فرو رفتم.

با چشم های بسته نمی توان قدمی برداشت

حالا همه رفتار های رضا در ذهنم مثل یک زنجیره بهم وصل می شدند. تابحال فکر می کردم مشکل از من هست.  در این چند ماه  نامزدی تمام تلاش و انرژیم را گذاشته بودم برای بهتر شدن، اینقدر که خودم را فراموش کرده بودم. انگار من هم چشمانم را بسته بودم و در تاریکی قدم میزدم. تا بحال فکر می کردم رفتار های رضا از روی عشق و غیرت زیادی هست و میتوانم با محبت کردن به آن احساس اعتماد و امنیت بدهم و او را تغییر دهم اما با خواندن آن مطلب انگار معنای همه آن کلمه ها برایم عوض شدند. گیر دادن های رضا به لباس پوشیدن، کار کردن، قطع رابطه با دوستان و اقوام، ترس و نگرانی از اینکه همه میخواهند از او سوء استفاده کنند و غیره یعنی رضا هم جزء افرادی بود که بدبینی داشت.

سریع گوشی را برداشتم و با شماره ای که نوشته بود یک نوبت مشاوره گرفتم . بعد از چندین جلسه مشاوره و قبول نکردن رضا برای مشکلاتش مشاور نظر تخصصی خودش را درباره مشکل رضا داد. اینکه رضا یک بیماری شخصیتی دارد که همه آن رفتارها و فکر ها به ویژگی های شخصیتیش بر میگردد و در واقع این افکار و رفتار ها ثابت و  همیشگی  هستند و برای تغییر دادن آنها نیازمند دو الی سال جلسه مشاوره هست و از همه مهم تر اینکه افرادی مثل رضا نسبت به رفتارهای خودشان اگاهی ندارند و نمی پذیرند که مشکل دارند. حالا بعد از کلی کشمکش به این نتیجه رسیدم که باید به این رابطه پایان دهم چون رضا مشکلات خود را قبول ندارد حتی گاهی فکر می کرد مشاور با من همدست شده است.

چشم هایم را شستم جور دیگر دیدم

حرف های دیگران، ترس از ابرو رفتن، مخالفت خانواده ام برای جدایی و این همه دوست داشتن و زمانی که برای رابطه صرف کرده بودم ، با اینکه خیلی سخت بود اما بهترین راه جدایی بود . خیلی ها گفتند که با ازدواج مشکلاتتان حل میشود اما این توصیه ها برای یک زندگی کافی نبود چون رضا قبول نداشت که مشکل شخصیتی داردچه برسد که برای رها شدن از آن افکار اقدامی کند.اینقدر افکارش را مثل طنابی دور من پیچیده بود که اجازه نفس کشیدن را به من نمی داد حتی بیشتر اوقات هم می گفت این رفتارهایش برای محافظت از زندگی هست زیرا اطرافیان قصد دارند زندگیش را خراب کنند بالاخره با کمک مشاور حمایت خانواده ام را جلب کردم  و آنها هم قبول کردند که اگر من دراین مرحله ضرری کنم قابل جبران هست ولی بعد از عقد و ازدواج دیگر ضررها غیر قابل جبران هست.

بهترین کار این بود که به دوران نامزدیم به چشم زمانی برای شناخت نگاه می کردم . شناخت از اخلاق، رفتار، اعتقادات و شخصیت طرف مقابلم که همه این ها می توانست لحظه لحظه های زندگی آینده من را رقم بزند. ازدواج شفاخانه ای نبود که با ورود به آن حال من و رضا خوب شود کاش از روز اول با آگاهی بیشتری گام برداشته بودم و برای تصمیمی که می خواهم برای لحظه ها یا سال های زندگیم بگیرم فقط به نظر خودم اکتفا نمی کردم. گاهی وقت ها با عینک دیگری قضایا را دیدن کمک بیشتری به ما می کند.  با اینکه یک دوران تلخ برایم بود اما پایان راه زندگیم نبود و من باید شروع می کردم و با یک قلم دیگر زندگیم را رنگ میزدم  و  اینگونه کتاب عشق کورکورانه من و رضا بسته شد.

     
مدرسه اندیشه ورزی فارا
مدرسه قرآنی ترنم باران وحی
شبکه کاغذی پاسخگو

۰۷۱-۰۰۰۰-۰۰۰۰

info@raghi.ir

نوشتن دیدگاه